محمد حسن خان اعتماد السلطنه
178
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
و زبان چون به خليفههاى سهگانه مىرسيدند راه بىادبى مىسپردند و نام بزرگان به زشتى مىبردند و در مواقع وفيات ايشان جشنهاى عظيم مىساختند و در جميع نقاط مسكونهء اين مملكت از امصار جامعه الى كلاتههاى محقر هيچ عيدى در اهميت به عمركشان نمىرسيد و اين معنى منشاء خصومتى فاش و معاداتى فاحش با اهل سنت و جماعت گرديده جامعهء اسلاميه را يكباره بر هم زده بود ، هرساله در موسم حج و اوقات زيارت بقاع بقيع و حاير شريف و ارض غرى زادها الله كرامة بر حاضرين حجاز و يثرب و عراق از مردم ايران هرگونه توهين وارد مىآمد و هكذا تجار مملكت عجم و مسافران آن پيوسته عرضهء مهالك و مخاطرات بودند . علاوه آنكه اين اعمال شنيعهء عوام خود به حكم حضرت جعفر بن محمد عليه الصلاة و السلام مخالف شريعهء مقدسهء سيد انام است چه صادق آل محمد سلام الله عليه اصحاب و شيعهء خود را توصيه مىفرمود كه با اهل سنت و جماعت خويش درآميزيد ، از ايشان مرضى را عيادت كنيد و جنائز را تشييع نمائيد تا بگويند رحم الله جعفر بن محمد پيروان خود را نيكو پرورده است . سيد المحدثين نعمة الله الجزائرى مىنويسد كه در عهد شاه طهماسب اول چون محقق ثانى در قزوين برمىنشست جوانان در ركابش همى شرط تبرى مىگذاردند و بر خلفاء ناسزا مىگفتند و مىرفتند . علماء شيعه از ساكنين حرمين شريفين و عتبات عاليات بر محقق اعتراض آوردند و مكتوبها كردند كه اين كار بسى نابهنجار و فى الحقيقه تهلكهء شيعيان اين ديار است . بارى پادشاه اسلامپناه ايران اين افاعيل جاهلانه را از قلمرو خويش برانداخت و بر بندهء نگارنده قدغن سخت فرمود تا در كتب و ساير مطبوعات نيك به هوش باشم اگر از كتاب لعنى و سبى نسبت به صحابهء كبار مشهود افتد مؤاخذهء شديد كنم و كتابها محجر سازم . اكنون از سالها است كه شعار عمركشان از جميع ايران برافتاده و قصهء مجعولهء بابا شجاع منسوخ گرديده و مطبوعات از سخنان ناسزاوار و كلمات زشت ناشايست پاك شده است . نسج و استعمال « كاشنه » « 1 » شكست بست مسجد شاه دار الخلافه از اواسط عهد خاقان مغفور فتحعلى شاه قاجار كه هنوز شهر طهران را اساسا و نفوسا اهميتى عظمى به هم نرسيده بود به موجب مصالح و حكم بسيار جامع سلطانى را كه از مستحدثات خيريهء خاقانيه است ملجا متظلمين و ملاذ مضطرين قرار داده بودند و چون در حوالى و اهالى اين شهر وسعتى و كثرتى پديد آمد و از هرگونه مردم ازدحام و اجتماع تمام پيدا شد بست اين مقام مايهء تجرى اشرار و اظلام گرديد و بر نظم او امنيت گزندى فاحش راه يافت كه از جماعت فساق و فجار و ظلمه و اشرار به طمأنينهء مأمن حاضر هركه هرچه مىخواست مىكرد و فى الفور به مسجد مىپناهيد ، لاجرم امناء دولت
--> ( 1 ) - Cachc - nez